نویسنده (های) وبلاگ شهرام الف، خبرنگار بدون مرز و با مرز!
آرشیو وبلاگ
      پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (آدرس پژوهشگاه علوم انسانی # بزرگراه کردستان، نبش خ 64 غربی)
مطهری آن‌گونه که من شناختم نویسنده: شهرام الف، خبرنگار بدون مرز و با مرز! - ۱۳٩٢/٢/۱٤

 

مطهری آن‌گونه که من شناختم

حجت‌الاسلام والمسلمین علی دوانی: متنی که خواهید خواند از سوی بنیاد شهید مطهری در اختیار گروه تاریخ و اندیشه روزنامه قرار گرفته است. این مقاله بخشی از خاطرات مرحوم علی دوانی از شهید مطهری است

. شایان ذکر است که مرحوم دوانی پس از تاسیس حسینیه ارشاد توسط شهید مطهری برای ایراد سخنرانی دعوت و از آنجا ارتباط وی با مطهری بیشتر شد. وی علاوه‌بر تالیف، در موسسات آموزش عالی به تدریس تاریخ اسلام نیز اشتغال داشت. از او بیش از ۶۰ اثر منتشر شده است، کتاب «خاطرات من از استاد مطهری» حاوی نکاتی مغفول در تاریخ انقلاب اسلامی است.
آنچه من از استاد شهید طی چند سال آشنایی دیده‌ام، این است که او مردی به تمام معنی دانشمند، و ذکر و فکرش علم و مذاکرات علمی و مباحثات علمی بود. همیشه از کتاب‌هایی که خوانده و باذوق و شوقی که داشت، نکات جالب آنها را به خاطر سپرده و یادداشت کرده بود، سخن می‌گفت. در هر جلسه، شنونده را به فکر و مطالعه و مراجعه به کتب و خلاصه کردن مطالب و بحث‌ها و به خاطر سپردن آنها می‌انداخت، آن هم شمرده و محکم و به دور از جنجال‌های معمول بحث‌های حوزوی!
استاد شهید نه طرفدار سرمایه‌داری و زراندوزی و تکاثر ثروت بود، و نه


میانه‌ای با سوسیالیسم و شیوه تعدیل ثروت به سبک بلوک شرق داشت. با آنها که برای پست و مقام و مال و جاه، اسلام را وسیله قرار می‌دهند تا به هدف مادی خود برسند، سخت مخالف بود، و به عبارت دیگر چشم دیدن آنها را نداشت.
او یک فیلسوف و فقیه دانشمند اسلامی و دارای افکار بسیار عالی و بلند و پخته و دیدی وسیع براساس واقعیت‌ها و مکتب خردپسند تشیع یعنی مذهب پاک اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بود. او همان‌طور که در کتاب‌های خود و سخنرانی‌هایش سوسیالیسم و کمونیسم و مکاتب مادی را با دلیل و برهان تخطئه می‌کرد، سرمایه‌داری و اقتصاد بی‌در و پیکر گرفته شده از غربی‌ها و زراندوزی و استثمار مستضعفان توسط مستکبران و سرمایه‌داران از خدا بی‌خبر و زالوصفتان را هم مورد حمله قرار می‌داد.
و اینک قسمتی از خاطراتی که من در مقاطع زمانی از آن شهید علم و دین و تقوا و فضیلت به خاطر دارم، می‌آید که می‌تواند در شناخت بیشتر او و افکاری که داشته، موثر و برای اهل تحقیق پیرامون شخصیت او مفید و ثمربخش باشد.
در اردیبهشت‌ ۱۳۲۸ شمسی که از حوزه نجف به حوزه علمیه قم آمده بودم، روزی طرف عصر با یکی از طلاب بهبهانی، جلوی یکی از حجرات طبقه پایین مدرسه فیضیه نشسته بودیم و صحبت می‌کردیم. حجره شهید مطهری درست در طبقه بالای آن بود. تابستان آن سال به شهر نهاوند رفته بودم، شهید علی قدوسی‌نهاوندی (دادستان کل انقلاب اسلامی) هم به مناسبت تعطیلات تابستانی حوزه قم، به شهر خود، نهاوند آمده بود. مرحوم قدوسی پیشنهاد کرد کتاب «لعال» شرح لمعه شهید ثانی را با هم مباحثه کنیم، قبول کردم و روزها در مدرسه علمیه «نوبنیاد» نهاوند مشغول مباحثه شدیم. شهید قدوسی در اثنای مباحثه، به مناسبت از آقای مطهری نکته‌هایی نقل می‌کرد؛ می‌گفت من شرح منظومه سبزواری در حکمت و فلسفه را نزد ایشان می‌خوانم و می‌افزود که آقای مطهری غیر از سایر فضلاست. به نظر من باید طلاب حوزه از افکار ایشان زیاد استفاده کنند، چون مطالب تازه و افکار نویی دارد، مخصوصا در معقول و حکمت و فلسفه، و اضافه کرد که من نکات زیادی در فقه و اصول و فلسفه از ایشان ضبط کرده‌ام.  قصد داشتم در بازگشت به قم اگر آقای مطهری درسی بگوید که بتوانم در آن شرکت کنم، حتما از آن دانشمند بزرگوار با افکار نویی که دارد بهره‌مند شوم، ولی متاسفانه در همان ایام یا چندی بعد بود که گفتند آقای مطهری در آمد و رفت بین قم و تهران است و دیگر در قم درس نمی‌گوید و بعدا هم خانواده‌اش را به تهران برده و ماندگار شد و من افسوس می‌خوردم که آقای مطهری از حوزه قم رفت و من نتوانستم افتخار استفاده از او را داشته باشم.
  نقد نگاه به فداییان اسلام
در ماجرای تهاجم بعضی از طلاب حوزه به تحریک اطرافیان مرحوم آیت‌الله بروجردی به جمعیت فداییان اسلام در مدرسه فیضیه و مضروب ساختن آنها، بنده که با شهید نواب صفوی (رهبر فداییان اسلام) و شهید سیدعبدالحسین واحدی (مرد شماره ۲ فداییان) سابقه دیرین، و با شهید واحدی نسبت سببی داشتم، شب بعد از واقعه به دیدن آنها رفتم و آقای مطهری را نزد آنها دیدم. استاد شهید مطهری با فداییان اسلام و افکارشان هماهنگ بود. بارها از شهید نواب می‌شنیدم که با احترام از آقای مطهری یاد می‌کرد و از احوال او جویا می‌شد یا مطلبی را از وی نقل می‌کرد که بیشتر جنبه راهنمایی و نصیحت داشت.
آن شب شهید مطهری پس از شنیدن گله‌های فداییان اسلام گفت: «آقای نواب. ببینید برادر! کوتاهی از خود شما شد. تصدیق کنید که شما آقایان خیلی عصبانی هستید. با خشم و غضب و عصبانیت که نمی‌شود کار کرد. روایت هم داریم که: الغضبُ نوعُ من الجنون لِاَنّ صاحبه بَعدَه...! حدیث معلل است، علت هم در خود حدیث هست؛ غضب یک نوع جنون است، زیرا دارنده آن پس از آن پشیمان می‌شود. چرا شما کاری بکنید که به اینجا برسد؟ نباید با آقای بروجردی طرف شوید، وظیفه ندارید.» نواب سخنان شهید مطهری را تصدیق می‌کرد و آرام به هر چه او می‌گفت، گوش می‌داد. استاد مطهری خطاب به مرحوم نواب صفوی گفت: «آقای نواب. در حسن نیت و شور دینی و پاکی شما و رفقایتان شکی نیست، ولی ببینید این اعلامیه که نوشته‌اید دستاویز افراد مغرض شده و کارتان به آنجا کشید که باید در فیضیه به رفقای شما حمله کنند و این‌طور مضروب شوند.» استاد شهید مطهری تا آخر هم یاد فداییان بود ولی جوانی‌ها و تندروی‌های آنها را نمی‌پسندید و آنها نیز همان احترام را برای او قائل بودند.
  ممنوع‌المنبر شدن استاد مطهری
قبل از اینکه استاد مطهری در سال ۱۳۵۴ شمسی ممنوع‌المنبر شود، گاهی در مراکز علمی یا جلسات تبلیغی استان‌های کشور که دعوت داشت، از اینجانب می‌خواست به جای او در جلساتی که در تهران داشت، صحبت کنم، از جمله در «کانون مهندسین». وقتی ممنوع‌المنبر شد، این کار بیشتر اتفاق می‌افتاد. روزی استاد از من خواست شب نیمه شعبان در قلهک به جای او منبر بروم و گفت خودم هم می‌آیم. در آن زمان ما نمی‌دانستیم علت ممنوع‌المنبر شدن ایشان چیست. به خود او هم نگفته بودند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سندی از ساواک در جراید منتشر شد با این عبارت:
خیلی محرمانه
«از ساواک تهران- ۲۹ هـ       تاریخ: ۲۹/۳/۵۴
درباره شیخ مرتضی مطهری فرزند شیخ محمدحسین.
نامبرده بالا یکی از روحانیون ناراحت و افراطی است که اخیرا به واسطه اظهارات مطالب خلاف، ممنوع‌المنبر شده است.
دستور فرمایید ضمن مراقبت‌های لازم، چنانچه یادشده تصمیم داشت از منبر استفاده کند، از طریق کلانتری محل از کار وی جلوگیری و مراتب را به این ساواک گزارش نمایید».
  درباره فرقان
در سال ۱۳۵۷ قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در مسجد ابوالفضل(ع) منبر می‌رفتم. شبی امام جماعت مسجد حاج‌آقای ایروانی کتاب توحید نوشته شیخ آشوری را به من نشان داد و گفت: این روزها سر و صدای زیادی راه انداخته؟ و جوان‌ها راجع به این کتاب از من سوال می‌کنند. نمی‌دانم چه جوابی به آنها بدهم. من این را به شما می‌دهم. شما و دوستان‌تان راجع به آن نظر دهید و فردا شب به من بگویید که همان را در جواب جوان‌ها بگویم. کتاب را که به قطع جیبی بود و طرح روی جلد آن منظره خاصی را نشان می‌داد به خانه آوردم و ساعتی را به مطالعه آن مشغول شدم و دیدم پاسخ دادن به آن هم در آن جو پرهیجان آسان نیست! فردای آن روز کتاب را به تعدادی از آقایان از جمله شهید مطهری نشان دادم و گفتم درباره این کتاب جوابی بدهید که حاج آقای ایروانی در پاسخ سوال جوان‌ها به آنها بگوید و استناد به شما آقایان بکند.
شهید مطهری گفت: «کتاب مزخرفی است. من آن را دیده‌ام. این شیخ را من می‌شناسم. شیخ جسور و روداری است. مشهدی است. چند وقت پیش هم در مسجد قبا بعد از نماز آقای مفتح منبر می‌رفت. مثل اینکه دستی او را می‌گرداند و جسور‌تر می‌کند. آمده بود خانه ما که نیم‌ساعت با شما کار دارم، ولی بیش از یک ساعت ماند و حال مرا گرفت. با جسارت گفت: تو نباید در قلهک و بالای شهر باشی، باید بروی میدان شوش و پایین شهر و میان مردم عادی (زندگی کنی). گفتم: آشیخ! مگر من تکلیفم را نمی‌دانم که تو باید برایم تعیین‌تکلیف کنی؟!»
مدتی بعد روزی برای دیدن شیخ آشوری به انتشارات غدیر (ناشر کتاب توحید آشوری) در خیابان ناصرخسرو رفتم. در همان موقع شیخ آشوری با چند جوان پانزده، شانزده ساله وارد شد. ناشر مرا معرفی کرد. آشوری گفت: کتاب‌های شما را دیده و خوانده‌ام. گفتم: من به اینجا آمده‌ام شما را ببینم و اگر شد به‌عنوان دو همکار و هم‌لباس کمی با هم صحبت کنیم. عزت و احترام شما، عزت و احترام من است و بر عکس! هر حرفی و نسبتی ناروا که به شما بزنند و بدهند برای یک فرد هم‌لباسی شما خوشایند نیست. تشکر کرد که همین‌طور است. گفتم: سوال من از شما این است که چرا پشت سر استاد مطهری این همه بدگویی می‌کنید؟ کسی دیگر نبود که با او طرف شوید، آمده‌اید به سراغ چهره درخشان روحانیت با این اسم و رسم و مقام علمی و افکار نو دینی که دارد؟ سپس افزودم: من این کتاب توحید شما را خوانده‌ام. بسیاری از آیات قرآنی را که درباره معاد و روز قیامت است، شما من عندی ناظر به عصر ظهور امام زمان دانسته‌اید که تفسیر به رای و دارای آن همه گناه است. شما در این کتاب، علما و مذهبی‌ها را هدف تیرهای ملامت و اعتراض قرار داده و نتیجه گرفته‌اید که وقتی امام زمان می‌آید فقط با آنها طرف است و مادی‌ها و از خدا بی‌خبرها راحت و آسوده‌اند. این چه طرز تفکری است؟ از کجای قرآن و حدیث می‌توان این را به دست آورد؟ شما با این سر و وضع که پیداست چیزی در بساط ندارید، چرا آخرت خود را به خاطر چند جوان خام یا افراد احساساتی و تندرو تباه می‌کنید؟! گفتم: از اینها بگذریم. من آمده‌ام از شما بپرسم شما که اینقدر از آقای مطهری انتقاد می‌کنید، مگر ما چند تا امثال آقای مطهری داریم؟ ده‌ها شرط دست به دست هم داده و سال‌ها گذشته تا یک مطهری با این علم و فضل و اسم و رسم پیدا شده، حالا شما به جای اینکه بیایید یک دانشمند نامی هم‌لباس خود را که باعث افتخار ماست در نظر نوجوان‌ها بزرگ جلوه دهید که قدر او را بدانند، چنان از او انتقاد می‌کنید که گویی تنها مسوول مملکت اوست و هر نقص و عیبی هست، به گردن اوست. احتمال نمی‌دهید دشمن از این کار شما سوءاستفاده بکند و با تضییع مطهری‌ها بخواهد آب گل‌آلود شود تا ماهی مقصود را بگیرد و من و شما خسر الدنیا و الاخره باشیم؟ و آیا این آب به آسیاب دشمن ریختن نیست؟ شما که در لباس روحانیت هستید و داعیه سیاسی هم ندارید، از این حرف‌ها چه نفعی می‌برید...؟
یکی، دو روز بعد که شهید مطهری را دیدم ماجرا را گفتم. گفت: آقا، این شیخ خیلی منحرف است، ولش کنید، آدم‌بشو نیست. ولش هم نمی‌کنند. شنیده‌ام حسابی به دام گروه‌های الحادی افتاده و از او سوءاستفاده می‌کنند. بعدها شنیدم که گروه «فرقان» و جمعیت «آرمان مستضعفین» وابسته به همین آشوری و شیخ گودرزی بوده‌اند. آنها با همین فکر و ادعا باعث شهادت بسیاری از بزرگان شدند که ازجمله استاد شهید مطهری بود! هردو این دو شیوخ کج‌فهم و کم‌مایه و پرمدعا که اولی در لباس بود و دومی (گودرزی) خلع‌لباس شده بود، به جرم دستور ترور جمعی از شخصیت‌های اسلامی اعدام شدند. پس از ترور شهید مطهری، روزی در دانشکده الهیات نزد شهید مفتح بودم. دیدم پاکتی را به آقای مفتح دادند و گفت باز هم نامه نوشته‌اند. شهید مفتح پاکت را باز کرد و خواند و رنگش پرید، ولی سعی کرد خونسرد باشد. نامه را داد به من خواندم. دیدم با حروف درشت و رنگ قرمز نوشته است: فرقان! ما مطهری را به این دلیل‌های قرآنی و حدیث و اخبار کشتیم و تو را هم به همین دلیل‌ها خواهیم کشت. یکی از این دلیل‌ها را به خاطر دارم که این آیه بود: قاتلوا ائمه الکفر اِنهم لا ایمان لهم!! (توبه، آیه ۱۲).
 

پژوهشگاه علوم انسانی

http://pajoheshgah.persianblog.ir/post/46/

وبلاگ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

Institute for Humanities and Cultural Studies


 وبلاگ پژوهشگاه علوم انسانی

سیستم اتوماسیون تغذیه پژوهشگاه

کلیک کنید:

http://freserve.ihcs.ac.ir

 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی+آدرس

آدرس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

آدرس و تلفن پژوهشگاه علوم انسانی - پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات ...

 

 

عناوین مطالب منتشر شده پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

 

 » مقالاتی درباره خلیج فارس در «پژوهشنامه خلیج فارس» :: ۱۳٩٢/٢/۱۴
» آرمانمردِ آرمانشهر از منظر شهید مطهری :: ۱۳٩٢/٢/۱۴
» پژوهشگاه علوم انسانی در نمایشگاه کتاب :: ۱۳٩٢/٢/۱۴
» مهم ترین مشکل ادبیات بـی فرهنگــــی است :: ۱۳٩٢/٢/٧
» آیت اللهی:سایت پژوهشگاه 40 هزار بازدیدکننده دارد :: ۱۳٩٢/٢/۴
» بزرگ ترین آفت روشنفکران ایرانی :: ۱۳٩٢/٢/۴
» روشنفکر فیلسوف، فیلسوف روشنفکر :: ۱۳٩٢/٢/۴
» شروط خواندن فلسفه :: ۱۳٩٢/٢/۴
» فلسفه فرانسوی نمرده است :: ۱۳٩٢/٢/۴
» آیت اللهی: 21 مجله علمی پژوهشی داریم :: ۱۳٩٢/٢/۴
» دکتر مجتهدی: کانت احیاگر فکر فلسفی در غرب است :: ۱۳٩٢/٢/۴
» پژهشگران آلمانی در پژوهشگاه :: ۱۳٩٢/٢/۱
» جدیدترین سخنرانی دکتر تکمیل همایون :: ۱۳٩٢/٢/۱
» رونمایی از 4 کتاب جدید در حوزه مطالعات رسانه :: ۱۳٩٢/۱/٢٩
» بازدید هیئت نخبگان آلمانی از پژوهشگاه :: ۱۳٩٢/۱/٢۴
» پژوهشگاه علوم انسانی :: ۱۳٩٢/۱/۱٧
» رتبه برتر روابط عمومی پژوهشگاه درجشنواره وزارت علوم :: ۱۳٩٢/۱/۱٠
» ترجمه اثر انگلیسی دکتر میری به زبان روسی :: ۱۳٩۱/۱٢/٢۶
» خبرنامه های داخلی پژوهشگاه علوم انسانی :: ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
» پژوهشگاه علوم انسانی منتشر کرد :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
» مناقصه های پژوهشگاه علوم انسانی :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۶
» کتاب جدید استاد احد فرامرز قراملکی :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۴
» سخنرانی فلسفه دین کانت :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۱
» درباره پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی :: ۱۳٩۱/۱٢/٧
» آدرس پژوهشگاه ها :: ۱۳٩۱/۱٢/٧
» آدرس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی :: ۱۳٩۱/۱٢/٧
» گروه فلسفه برای کودکان و نوجوانان(فبک) :: ۱۳٩۱/۱٢/۵
» سیستم اتوماسیون تغذیه پژوهشگاه :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» Institute for Humanities and Cultural Studies :: ۱۳٩۱/۱۱/۳٠
» وبلاگ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» ضرورت حرکت از تاریخ شفاهی... :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۳
» حمید رضا آیت اللهی رئیس پژوهشگاه :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٢
» لپ‌تاپ و کامپیوترشخصی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٢
» وبلاگ پژوهشگاه علوم انسانی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٢
» پرهیز از ایدئولوژی زدگی در ادبیات :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٢
» پژوهشگاه علوم انسانی >> خبر و اطلاعیه :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٠
» وبلاگ پژوهشگاه علوم انسانی :: ۱۳٩۱/۱۱/۱۸
» درخشش 2 اثر انتشارات پژوهشگاه در جایزه کتاب سال :: ۱۳٩۱/۱۱/۱۸
» درگذشت خانم فاطمه پیرا :: ۱۳٩۱/۱۱/۱۴
» پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی :: ۱۳٩۱/۱۱/۱۴
» پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی :: ۱۳٩۱/۱۱/۱۴
» آخرین تصاویر پژوهشگاه علوم انسانی :: ۱۳٩۱/۱۱/۱۴
» آرشیو خبرنامه ها پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی :: ۱۳٩۱/۱۱/۱٢
» پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی :: ۱۳٩۱/۱۱/۱۱
» درگذشت خانم فاطمه پیرا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ::

 

  نظرات ()
مطالب اخیر کتابهای فارسی جدید کتابخانه مرکزی لیست عنوان کتابهای جدید فارسی (سری جدید10 تیر 96) پایگاه داده‌های زبان فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی غم‌انگیزترین نامه یک دختر به بابا گفتگو با سرپرست پژوهشگاه علوم انسانی زنده یاد دکتر صادق آئینه وند نسخه الکتریکی مجموعه انسان و فرهنگ مصاحبه دکتر آیینه وند با مهر روحانی: علوم انسانی باید معظلات اجتماعی را حل کند