نویسنده (های) وبلاگ شهرام الف، خبرنگار بدون مرز و با مرز!
آرشیو وبلاگ
      پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (آدرس پژوهشگاه علوم انسانی # بزرگراه کردستان، نبش خ 64 غربی)
شروط خواندن فلسفه نویسنده: شهرام الف، خبرنگار بدون مرز و با مرز! - ۱۳٩٢/٢/٤

 

شروط خواندن فلسفه

 


شروط خواندن فلسفه


«کسانی که شایستگی برای خواندن فلسفه دارند، به طوری که منحرف نشوند، کم‌اند.» (امام خمینی)

از روزگاران باستان و از دوره شکوفایی فلسفه در یونان، برای خواندن و دانستن فلسفه شرطهایی گذاشته‌اند. هنگامی که انسان به دنیای فلسفه پا می‌نهد و با اقیانوسی از موجهای فکری و تلاطمهای شناختی آشنا می‌شود و آفاقی را می‌نگرد، مانند دریاهای طوفانی و هامونهای سردرگم اسرارآمیز، حق را به جانب متفکرانی می‌بیند که برای خواندن فلسفه شرط گذاشته‌اند و سخت گرفته‌اند.

هرچه دریا طوفانی‌تر باشد، به سلامت گذشتن از آن دشوارتر و خطرناک‌تر است، و هر چه در فضاهای فکری و شناختی، درگیری و اختلاف‌نظر و تفاوت دید و درک، افزون‌تر باشد، رسیدن به حقیقت به وسیله این افکار از دسترس دورتر است.

طبیعی است که فلسفه از آغاز پیدایش خود دچار اختلاف گردد؛ زیرا هر انسان به خصوص انسان متفکر، به دلایل قطعی و متفاوت، با انسان دیگر و سرزمین دیگر، در فهم و ایده و درک متفاوت است. اینکه خواجه بزرگ نصیرالدین طوسی می‌گوید: «در طول تاریخ فلسفه، کمتر دیده شده است که دو فیلسوف صاحب‌نظر [نه مقلدان فلسفه، و طوطیان شکرشکن علوم عقلی!] با یکدیگر اختلاف‌نظر نداشته باشند»،1 برای همین واقعیت است.

اینکه نقل کرده‌اند که ارسطو می‌گفته است: «افلاطون گرامی است، ولی حقیقت گرامی‌تر است»،2 از همین جاست که میان استاد و شاگرد اختلاف بوده است و هرگاه کسانی بر ارسطو برای اختلاف‌نظر با استاد خود خرده می‌گرفته‌اند، آن‌گونه پاسخ می‌داده است.

به جز اختلاف 2500 ساله در فلسفه قدیم، در فلسفه اسلامی نیز می‌بینیم که فلسفه ـ به دلیل همین اختلاف‌نظرها و تفاوت استعدادها و ایده‌ها و درکها ـ به سه شعبه مهم تقسیم می‌شود: مشّاء، اشراق و حکمت متعالیه. این اختلاف به جز اختلاف‌نظرها، در درون هر یک از این سه شعبه است؛ مثلاً اختلاف‌نظرهای خواجه طوسی با شیخ‌الرئیس ابن‌سینا، اختلاف‌نظرهای فیلسوف بزرگ میرداماد با بزرگان پیش از خود (در القبسات)، و اختلاف‌نظر در میان پیروان جناب صدرالمتألهین که از جمله در حواشی حاج ملاهادی سبزواری بر «اسفار» نمودار است، و اختلاف‌نظر شدید علامه طباطبایی با جناب ملاصدرا به خصوص در مسأله بسیار مهم «معاد»، به طوری که ایشان در کتاب «نهایه‌‌الحکمه» بحث معاد را اصلاً مطرح نمی‌کنند و سخنی از معاد نادرست مثالی نمی‌گویند.

در این مقام که سخن از بحث معاد است، لازم است یادآوری شود که جناب صدرالمتألهین، فارغ از مباحث فلسفی، به معاد عنصری قرآنی معتقد بوده است. این موضوع را این جانب در کتاب «معاد جسمانی در حکمت متعالیه» به طور مشروح و با استناد به چند نظر معتبر، از سخنان ملاصدرا، از کتب مختلف وی، موضوع اعتقاد قطعی ایشان را به معاد عنصری قرآنی روشن کرده‌ام؛ به عنوان نمونه، جناب صدرالمتألهین، در کتاب شرح هدایه ‌اثیریه می‌گویند: «درباره معاد، و برگشت عین این بدن در رستاخیز، آیات و اخباری فراوان رسیده است، غیر قابل تأویل که تصدیق آنها واجب است؛ چون از ضروریات دین است و رد آنها کفری آشکار است.»3 نیز: «اطلاع از معاد، جز از راه وحی و نبوت (آیات و احادیث)، میسر نیست؛ زیرا عقول بشری از درک آن عاجز است.»4

و آیا این سخنان صریح، جز همان مدعای «مکتب تفکیک» است که عقول از درک حقایق عاجزند، و باید آن‌گونه معارف را از طریق وحی (قرآن)، و کلام شارحان وحی (احادیث معتبر) گرفت، و چون مطالب دو گونه است، برخی در سطحی رفیع، و دیگری در سطحی نازل قرار دارد، باید تفکیک کرد!

در باره معرفه‌النفس نیز ایشان بیاناتی این‌گونه دارند.5 پس اینکه این جانب درباره جناب ملاصدرا تعبیر تفکیکی کرد‌ه‌ام، به هیچ‌وجه بیراه نیست و هر کس آن را درک نکند، در شمار اشخاص کم‌عمق و کم مطالعه جای می‌گیرد!

می‌دانیم که تعریف هر علم، رکن مهم آن علم است؛ زیرا وجهه نظر هر علمی به مسائل آن علم، از تعریف آن علم به دست می‌آید و می‌نگریم که امام خمینی، تعریفی را که جناب ملاصدرا برای فلسفه خود کرده است، رد می‌کنند.

ملاصدرا می‌فرماید: «موضوع فلسفه الهی موجود مطلق است».6 و امام‌خمینی می‌گویند: «چه داعی داریم که وجود را موضوع فلسفه قرار دهیم؟ سپس خود را ـ برای اینکه مسائل فلسفه را به بحث از عوارض ذاتی وجود برگردانیم ـ به مشقّت و زحمتی غیرعادی بیندازیم؛ چنان ‌که یکی از بزرگان فن فلسفه‌ (ملاصدرا) چنین کرده است»7

نیز نظر ملاصدرا را درباره فیلسوفان یونان، با نظر فیلسوف بزرگ دیگر، میرفندرسکی مقایسه کنید. ملاصدرا می‌فرماید: «احتمال خطا در اظهارات فیلسوفان یونانی نمی‌رود»،8 و میرفندرسکی می‌فرماید: «علوم حکما خطابردار است.»9 ملاحظه کنید، درباره کسانی که می‌گفته‌اند نُه فلک داریم و دو ـ سه هزار ستاره (و امروز می‌گویند شماره منظومه‌ها و ستاره‌ها میلیاردی است)، جناب ملاصدرا می‌گویند: «درباره اظهارات آنان احتمال خطا نمی‌رود!»

این‌جانب مقاله‌ای نوشته‌ام باعنوان «اختلافات در فلسفه» که هنوز ناتمام است و کار بسیاری می‌خواهد؛ زیرا اگر متتبعانی مطلع از فلسفه و صاحب صلاحیت، دست به چنین کاری بزنند؛ یعنی نشان دادن اختلاف نظر فلاسفه، درصدها مسئله فلسفی، کار به تألیف کتابی بس کلان خواهد کشید.

به فلسفه‌های غرب هم که می‌نگریم، می‌بینیم اختلاف در دید و ادراک و نگاه به عالم، بسیار مختلف و متفاوت است؛ به‌عنوان مثال ادموند هوسرل (م: 1938)، فیلسوف بزرگ آلمانی و بنیان‌گذار فلسفه «فنومنولوژی»،10 شأن فلسفه را تا آنجا پایین آورد که گفت: آیا کار فلسفه کاوش در مدرکات عقلی است یا آزموده‌های تجربی (یعنی فاصله‌ای از متافیزیک (ماوراءالطبیعه) تا فیزیک (طبیعت).

هوسرل با نگاه هیوم و درباره منطق و کیفیت کارآیی آن اختلاف نظر داشت.11 همچنین اختلاف نظر گوتلوب فرگه آلمانی (م: 1925) با برتراندراسل انگلیسی (م: 1970)، درباره منطق و از همین چگونگی‌های افکار فلسفی و فلاسفه و ضعفهای بنیادین آنهاست که گفته‌اند: «اسلوب فکری رایج هر نسل، نه تنها نشانگر آینده نیست، بلکه به نحوی کمابیش محتوم، محکوم به فناست.»12

در این مقاله نمی‌خواهم بیش از این در این مقوله سخن بگویم. آنچه گفته شده، برای هشداری بیدارکننده و غفلت‌ستیز بود تا از «تونل اندیشی» درآییم و در فضای باز فکر کنیم.

اینکه در حوزه‌های علمیه وقتی درس فلسفه‌ای شروع می‌شود، در مدرس را باز می‌گذارند تا هر کس با هر زمینه و استعداد و ذوق و معلوماتی وارد شود و فلسفه بخواند و بعد هم خود را شایسته اظهار نظر بدانند و طلبة فلسفه باد در غبغب‌انداز که من فلسفه می‌خوانم (و طاووس علیین شده‌ام)، و مدرّس خوشحال باشد که درسش شلوغ شده و افراد زیادی به درس او حاضر می‌شوند، این چگونگی، بیشتر از بی‌ملاحظگی سرچشمه می‌گیرد که خود برخلاف فلسفه‌خوانی و فلسفه‌دانی است که اکنون در ذکر شروط خواندن فلسفه از نظر بزرگان خواهد آمد و این‌گونه برخورد با فلسفه خواندن و درس فلسفه گفتن، برخلاف همه اصول و موازین عقلی و شرعی و تعلیمی و تربیتی است؛ چنان که برخلاف نظر و توصیه‌های خود بزرگان فلسفه نیز هست.

در این مقوله، احادیث بسیار مهمی نیز رسیده است که برای رعایت اختصار ، اکنون از ذکر آنها می‌گذرم و تأکید بسیار می‌کنم بر توجه دقیق و تأمل عمیق در باره یک‌یک شرطهایی که بزرگان در باره فلسفه‌خوانی و فلسفه‌دانی و فلسفه‌نویسی و ترویج از فلسفه گفته‌اند.

1. شروط فلسفه خوانی از نظر خواجه نصیر

خواجه بزرگ (م: 672ق) پس از اشاره به اینکه مطالب فلسفه، مفاهیمی عقلی است، ولی مخلوط با اوهام همیشه روزگار، مورد اختلاف می‌فرماید: «کسی که می‌خواهد فلسفه بخواند، باید دارای این شروط و خصوصیات باشد: 1.‌ مزید تجرید للعقل؛ 2. و تمییزٍ للذهن؛ 3. و تصفیهٍ للفکر؛ 4. و تدقیق للنظر؛ 5. و انقطاع عن الشوائب الحسّیّه؛ 6. و انفصالٍ عن الوساوس المادیّه...13یعنی:

1. تجرید (پالایش) هرچه بیشتر عقل خویش؛

2. پاکسازی ذهن؛

3. شفّاف کردن فکر؛

4. هرچه دقیق‌تر کردن نظر؛

5. بریدن از امیال و شهوات حسی؛

6. و دوری جستن، از وسوسه‌های دنیا...

2. شروط فلسفه‌خوانی از نظر میرداماد

محمدباقر حسینی این فیلسوف مشایی و معلم ثالث، (م: 1041ق) و در عین حال، حدیث‌دان و سندشناس ماهر، درباره خواندن فلسفه نیز شش شرط ذکر می‌کند. ایشان نخست به اهل فلسفه ـ به وجه عام ـ سخت می‌تازد و متفلسفه را از جمله «الطّغام» (فرومایگان) و «المتکلّفه» (بیهوده‌کوشان) می‌نامد، سپس شرطهای خواندن فلسفه را این گونه برمی‌شمارد:1. تنقیه القلب؛ 2. تنویر السّرّ؛ 3. تلطیف القریحه؛ 4. مهاجره إقلیم الحسّ؛ 5. المصیر إلی عالم العقل؛ 6. المتاب الی الله تعالی ذکره و تقدست اسماؤه...14

باید هرکس به فلسفه می‌پردازد [چه تحصیل، چه تدریس، چه تألیف، چه نقل، چه نقد...]، پیمانی با خداوند ببندد که:

1. قلب خود را، از همه گونه آلایش پاک کند؛

2. باطن و سرّ خود را (با عبادات و ریاضات شرعی و خلوات و فرار از شهوت و مقامات و مناصب...)، نورانی گرداند؛

3. قریحه و ذوق خود را تلطیف کند (و مستعد درک حقایق و معارف سازد)؛

4. از جهان طبیعت مهاجرت کند (و از خواسته‌های طبیعی، و انواع امیال نفسانی، و تصدی مقامات بگریزد...)؛

5. از عالم حس به عالم عقل منتقل شود؛

6. و به درگاه خدای متعال برگردد و روی بدان درگاه انقطاع نهد.

به نقل سخن این دو بزرگ که هر کدام حجتی است قاطع، اکتفا می‌کنیم.

3. شرایط تعلیم و تعلم فلسفه

گوینده و نویسنده و خواننده فلسفه نیز باید به این جهات مقیّد و معتقد باشد:

1. هدایت عقلی و شرعی که کمال انسان به پیروی از آن است، منحصر است در قرآن کریم و احادیث معتبر؛

2. توجه و تدبر و تفقه در آیات و احادیث، در هر مسئله شناختی و فلسفی و عقیدتی، بر هر چیز مقدم است؛

3. اطلاع از تاریخ ترجمه فلسفه و اسرار سیاسی آن در نظام خلافت عباسی لازم است، و همچنین شناخت مترجمان یهودی و نصرانی و زنادقه حرّانی و ... اهداف آنان، و اغراض خلفای عباسی، از آن همه کوشش و هزینه‌گذاری، و دایر کردن «بیت‌الحکمه» در بغداد، مقابل «بیت‌القرآن» در مدینه. اینها همه باید تحلیل شود، و با تحلیل تاریخی ـ فرهنگی ـ سیاسی همراه باشد؛

4. اطلاع از «محکمات اسلامی»، در هر زمینه مربوط؛

5. نظرات فلسفه و فلاسفه را قابل «نقد» دانستن، و قدرت بر فهم عمیق فلسفه، و نقد فلسفی آن (نه فقط نقد اعتقادی) داشتن؛

6. اختلافات فلاسفه را دانستن و مقایسه کردن؛ مثلاً نظر ابن‌سینا درباره «اتحاد عاقل و معقول» و «حرکت جوهری» که آنها را حشو و باطل می‌داند، یا نظر جناب ملاصدرا که آنها را اثبات می‌کند. یا نظر علامه رفیعی قزوینی(م:1395ق) فقیه فیلسوف و استاد بزرگ و بی‌مانند اسفار، و استاد امام خمینی(قدس سره) در فلسفه که «وحدت اطلاقی وجود» را منتهی به انکار واجب‌الوجود مستقل از موجودات می‌داند (که چنین هم هست)، و آن را موجب کفر می‌شمارد... با نظر جناب ملاصدرا و حاجی سبزواری و امثال آنان، در این باره که در آثارشان مذکور است.

در اینجا مناسب است یادی نیز بکنیم از عالم آگاه و فاضل، آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی (شهید بهشتی) که آگاهانه می‌گوید: «اسلام، اسلام است، نه مارکسیسم، نه کاپیتالیسم، نه سوسیالیسم، و نه حتی عرفان. اسلام، آیین قرآن است و آیین محمد(ص) و ائمه اطهار(ع).»15 تأمل کنید که چه چیزهایی را ردیف هم قرار داده است؟

یا نظر عالم فاضل متّقی و فلسفه‌شناس معاصر، حاج میرزا احمد آشتیانی(م: 1395 ق) درباره معاد فلسفی صدرایی که می‌گوید: «این اصولی که برای اثبات معاد مثالی تأسیس گردید... مخالف نصّ قرآن است.»16 با نظر فلسفه جناب صدرالمتألهین و حاج ملاهادی سبزواری و دیگر پیروان و مقلّدان ملاصدرا درباره معاد و امثال این موارد که یکی و دوتا نیست.

7. اطلاع از مبانی اخلاق دینی، و مبانی اخلاق فلسفی (و مقایسه آن دو)؛

8. مقایسه آسمان‌شناسی و طبیعیات قدیم، با آسمان‌شناسی و طبیعیات جدید، و اینکه قدما و فلاسفه قائل به دو ـ سه هزار ستاره و یک منظومه بوده‌اند و زمین را مرکز عالم می‌دانسته و عناصر را چهارتای می‌شمرده‌اند و اکنون علمای تجربی در این باره‌ها چه‌ها می‌گویند، سرسام‌آور و غیرقابل محاسبه با ارقام عادی، و زمان غیرنوری.

و هنگامی که فیلسوفان و متفکران بزرگ بشری، درباره امور مادی و عوالم طبیعی دم‌دست تا این اندازه اشتباه فکر کرده باشند، آیا می‌توان به نظر آنان درباره علوم الهی اعتماد کرد؟

***

این مقاله با اشاره جناب حجت‌الاسلام حاج سیدجمال‌الدین دین‌پرور ـ رئیس محترم «بنیاد نهج‌البلاغه» ـ برای یادنامه دوست عالم از دست رفته، جناب حجت‌الاسلام حاج شیخ عبدالله نورانی خراسانی نیشابوری در فرصتی اندک به قلم آمد.

حجت‌الاسلام نورانی از عالمان کوشا و قانع بود ‌و با استاد بسیار فاضل و محترم، جناب آقای دکتر مهدی محقق خراسانی(که در نشر علوم اسلامی کوششها کرده‌اند)، دوستی و همکاری داشت.

او کتابهایی چند را با تحقیق و مقدمه به چاپ رسانید و در دسترس اهل دانش و فکر و فرهنگ قرار داد و بر حجم میراث ایران اسلامی (که اگر ایران عزیز ما، چیزی قابل ذکر به خصوص در سطح جهان دارد، از همین میراث اسلامی و بزرگان مسلمان تربیت شده در اسلام است؛ مانند ابن‌سینا، ابوریحان، خوارزمی، مولوی و ...) افزود؛ مانند کتابهای الافقُ المبین در دو جلد ( از مصنفات فیلسوف بزرگ، میرداماد حسینی) و مصنّفات غیاث‌الدین منصور حسینی دشتکی شیرازی، نیز در دو جلد و سُلّمُ‌السّماوات (از شیخ ابوالقاسم کازرونی، از افاضل علمای سده 10ـ11)؛ و کتاب نقد المحصل خواجه نصیرالدین طوسی و ...

استاد شیخ عبدالله نورانی، در ایام مشهد، گاه‌گاه به حضور شیخ استاد، متألّه قرآنی، شیخ مجتبی قزوینی خراسانی(م: 1346 ش) نیز می‌رسید و از محضر ایشان استفاده و استضائه می‌کرد.

و این نوشته تحریر یافت. در ایام میلاد مبارک بانوی بزرگ، صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا(س)، نخستین مدافع والامقام و مجاهد حاکمیت قرآنی غدیری و نخستین فریادگر اجرای عدالت و قسط قرآنی برای رسیدن به «نظام عامل بالعدل» و «جامعه قائم بالقسط»، یعنی جامعه منهای فقر که همان جامعه قائم بالقسط و «جامعه تراز قرآن» است.

امید است روزی چنین نظامی و چنین جامعه‌ای تشکیل یابد، تا بشریت بداند اسلام چیست و دین خدا کدام است و انسان به چه چیز نیازمند است، و تا انسانها در سایه چنین حاکمیتی و چنین عدالتی و چنین اقتصادی به رشد لازم خود برسد و همه استعدادهای سرکوب شده خود را (در حکومتهای دیگر، یا شبه دینهای ساخته و پرداخته استعمارگران جهانی، یا مسلک‌های فکری باطلی که به جهت نرسیدن به حقایق، و حتی تأمل نکردن در نفس خود ‌و تجربه‌های معنوی دوران عمر خود به انسان منهای خدا می‌اندیشند) به فعلیت برسانند.

اللهم اغفرلنا، و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان. اللهم اغفرلنا و لهم و اذا الحقتنا بهم فاغفرلنا، و اعف عنّا، استر علینا، بجاه ولیّک القائم بأمرک، و المدافع عن عدلک. الحجّه بن الحسن المهدی(عج).

اردیبهشت 1391 ش ، جمادی‌الثانیه 1433 ق

منابع و مآخذ

1. آشتیانی، احمد، لوامع الحقائق فی اصول العقائد، دارالمعرفه، 1358/1979 م.

2. برایان مگی، سرگذشت فلسفه، ترجمه حسن کامشاد، نشر نی، تهران: چاپ دوم ، 1387.

3. حکیمی، محمدرضا، الهیات الهی و الهیات بشری، (نظرها)، دلیل ما، 1386.

4. خمینی، روح‌الله، منهاج الوصول الی علم الاصول، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1373.

5. دورانت، ویل، تاریخ فلسفه، ترجمه دکتر عباس زریاب خوئی، تهران: دانش، 1335.

6. شیرازی، صدرالدین، اسفار الاربعه، (ج.ا)، چاپ بیروت 1990.

7. طوسی، نصیرالدین، شرح اشارات و التنبیهات (مقدّمه) قم: نشر بلاغت، چاپ اول، 1375.

8. همو، شرح اشارات، چاپ مصر، بی‌تا.

9. میرداماد، محمدباقربن محمد، القبسات، تهران: دانشگاه تهران، 1374.

10. مصاحب، غلامحسین، دایره المعارف فارسی، تهران: فرانکلین، 1345ـ1374.

11. میرفندرسکی، ابوالقاسم بن میرزا بزرگ ، رساله صناعیّه، اداره کل فرهنگ خراسان. (1317 ش).

پی‌نوشتها:

1. طوسی، نصیرالدین، شرح اشارات و التنبیهات (فلسفه، مقدمه) قم: نشر بلاغت، چاپ اول، 1375.

2. ویل دورانت، تاریخ فلسفه غرب، ترجمه دکتر عباس زریاب خوئی، تهران: دانش، 1335. ص59.

3. شیرازی، صدرالدین، شرح هدایه اثیریه، ص381.

4. تفسیر سوره بقره/160.

5. شیرازی، صدرالدین، الحکمه العرشیه، نسخه خطی.

6. شیرازی، صدرالدین، اسفار الاربعه، (ج.1)، چاپ بیروت 1990، صص24ـ 25.

7. خمینی، روح الله، منهاج الوصول الی علم الاصول، (ج.1)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1373. صص 41-42

8. شیرازی، صدرالدین، اسفارالاربعه، (ج.1) چاپ بیروت: 1990، ص307.

9. میرفندرسکی، ابوالقاسم بن میرزا بزرگ، رساله صناعیه، اداره کل فرهنگ خراسان. (1317ش).

10. یعنی: شهود ذات هر شیء، بدور از حشو و زوایدی که او را احاطه کرده‌اند.

11. مصاحب، غلامحسین، دایره المعارف فارسی، (ج.3) تهران: فرانکلین، 1345-1374. ص3317.

12. برایان مگی، سرگذشت فلسفه، ترجمه حسن کامشاد، تهران: نشر نی، چاپ دوم، 1387. ص226.

13.‌ طوسی، نصیرالدین، شرح اشارات، (مقدمه) چاپ مصر، بی‌تا، ص2.

14. میرداماد، محمدباقر بن محمد، القبسات، تهران: دانشگاه تهران، 1374. ص483.

15. رک: حکیمی، محمدرضا، الهیات الهی و الهیات بشری، (نظرها)، دلیل ما، 1386. ص77.

16. آشتیانی، احمد، لوامع الحقائق فی اصول العقائد، دارالمعرفه، 1358/1979م. ص34.چ

*نشریه نهج‌البلاغه

 

 

پژوهشگاه علوم انسانی

http://pajoheshgah.persianblog.ir/post/46/

وبلاگ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

Institute for Humanities and Cultural Studies


 وبلاگ پژوهشگاه علوم انسانی

سیستم اتوماسیون تغذیه پژوهشگاه

کلیک کنید:

http://freserve.ihcs.ac.ir

 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی+آدرس

آدرس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

آدرس و تلفن پژوهشگاه علوم انسانی - پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات ...

 

 

عناوین مطالب منتشر شده پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

 

» آیت اللهی: 21 مجله علمی پژوهشی داریم :: ۱۳٩٢/٢/۴
» دکتر مجتهدی: کانت احیاگر فکر فلسفی در غرب است :: ۱۳٩٢/٢/۴
» پژهشگران آلمانی در پژوهشگاه :: ۱۳٩٢/٢/۱
» جدیدترین سخنرانی دکتر تکمیل همایون :: ۱۳٩٢/٢/۱
» رونمایی از 4 کتاب جدید در حوزه مطالعات رسانه :: ۱۳٩٢/۱/٢٩
» بازدید هیئت نخبگان آلمانی از پژوهشگاه :: ۱۳٩٢/۱/٢۴
» پژوهشگاه علوم انسانی :: ۱۳٩٢/۱/۱٧
» رتبه برتر روابط عمومی پژوهشگاه درجشنواره وزارت علوم :: ۱۳٩٢/۱/۱٠
» ترجمه اثر انگلیسی دکتر میری به زبان روسی :: ۱۳٩۱/۱٢/٢۶
» خبرنامه های داخلی پژوهشگاه علوم انسانی :: ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
» پژوهشگاه علوم انسانی منتشر کرد :: ۱۳٩۱/۱٢/۱٩
» مناقصه های پژوهشگاه علوم انسانی :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۶
» کتاب جدید استاد احد فرامرز قراملکی :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۴
» سخنرانی فلسفه دین کانت :: ۱۳٩۱/۱٢/۱۱
» درباره پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی :: ۱۳٩۱/۱٢/٧
» آدرس پژوهشگاه ها :: ۱۳٩۱/۱٢/٧
» آدرس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی :: ۱۳٩۱/۱٢/٧
» گروه فلسفه برای کودکان و نوجوانان(فبک) :: ۱۳٩۱/۱٢/۵
» سیستم اتوماسیون تغذیه پژوهشگاه :: ۱۳٩۱/۱٢/۱
» Institute for Humanities and Cultural Studies :: ۱۳٩۱/۱۱/۳٠
» وبلاگ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
» ضرورت حرکت از تاریخ شفاهی... :: ۱۳٩۱/۱۱/٢۳
» حمید رضا آیت اللهی رئیس پژوهشگاه :: ۱۳٩۱/۱۱/٢٢

  نظرات ()
مطالب اخیر کتابهای فارسی جدید کتابخانه مرکزی لیست عنوان کتابهای جدید فارسی (سری جدید10 تیر 96) پایگاه داده‌های زبان فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی غم‌انگیزترین نامه یک دختر به بابا گفتگو با سرپرست پژوهشگاه علوم انسانی زنده یاد دکتر صادق آئینه وند نسخه الکتریکی مجموعه انسان و فرهنگ مصاحبه دکتر آیینه وند با مهر روحانی: علوم انسانی باید معظلات اجتماعی را حل کند